LOGO - SHARIFNEJHAD WEB SITE
AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS
 

منوي اصلي

آب و هوا

 

اوقات شرعي


 

خبرنامه






   
نگرشی بر مطالعات بافت فرسوده شهری چاپ ارسال به دوست
شماره : DR.J.SH-1388412   
31 تیر 1388 ساعت 15:48

اگر در اکثر طرح های ارائه شده در بافتهای فرسوده دقت کافی مبذول شود ، این نتیجه حاصل می شود که طراحان – که اغلب نیز از معماران و طراحان شهری بوده اند – کمترین توجه را نسبت به چگونگی شکل گیری ، روند حیات و طول مدت زمان حیات بافت فرسوده داشته اند ...

 

نگرشی بر مطالعات بافت فرسوده شهری

 

مطالعه موردی : کلان شهر تبریز

 

 

تهیه و تدوین : دکتر جواد شریف نژاد

 

فهرست مطالب

 

مقدمه ..........................................................................................1

بافت فرسوده : چارچوب پژوهشی ............................................. 2

بافت فرسوده : تعامل بین برنامه ریزی شهری و طراحی شهری ................ 5

بافت فرسوده : الگوی توسعه ............................................................. 8

تحلیل تئوریک روش های نوین در مطالعات بافت های فرسوده .................... 10

تعاریف و مفاهیم فرسودگی ................................................. 13

اشکال فرسودگی بافت های مرکزی ................................15

عوامل تشدید فرسودگی مراکز شهری ...................................16

بررسی بافت های مسکونی فرسوده کلان شهر تبریز ......................20

منابع و مآخذ .................................................................26 

ضمائم  ...........................................................................................................27

 

مقدمه :

 

  یکی از جنبه های تناقض آمیز و در عین حال با اهمیت در زندگی شهری ، در داخل بافتهای قدیمی و هسته های اصلی شهر اتفاق می افتد که آن نیز به جابجایی گروه های اجتماعی (و در اصل به بیان کلی به جابجایی طبقاتی ) مربوط می شود .

البته این نمونه از مباحث ، شهرهای بزرگ و اصلی کشورهای در حال توسعه را شامل می شود اما ضرورت اصلی توجه به نیروهایی است که در کشورهایی نظیر ایران عمل می کنند . در چنین شهرهایی افزایش سریع و رشد در توان مندی مادی ، سطح درآمدها و ثروت در گروه های محدوده اجتماعی ، به طرز بی سابقه و حتی غافلگیر کننده ای پدید می آید . گروهای یاد شده شروع به اشغال و تملک و حضور در مناطق شهری مرغوب می کنند . فرآیندهای اقتصادی و اجنماعی در داخل هسته های مرکزی شکل می گیرد و فضا حالت دیالتیکی به خود می گیرد اقشار میانی و پایین در این میان نقش های مهم و اصلی را ایفا میکنند ، اعم از اینکه اقشار ممتاز موقعیت خود را حفظ کنند و یا این که در تحولات سیاسی و اجتماعی جای خود را به دیگران بدهند ، گروهایی از اقشار میانی و احتمالاً پایین تر میتوانند جای آنها را بگیرند و آنها را به موقعیت بالاتر سوق بدهند .

مارکس معتقد است که گروهای پایین طبقه متوسط ، خرده فروشان و کاسبان از کار افتاده ، به تدریج به درون طبقه پرولتاریا غوطه ور می شوند ، و این تا حد زیادی به خاطر آن است که سرمایه رو به کاهش آنها دیگر کفاف هزینه هایی را که دنیای مدرن بر عهده آن قرارداده  را نمی کند و لذا در رقابت با سرمایه داران بزرگ ذوب می شوند و تا حدی نیز به خاطر آن است که مهارت های ایشان دیگر به درد روش های تولید جدید نمی خورد .

با توجه به این گفته مارکس قاعدتاً باید مناطق شهری اعیان نشین محدود و پررونق ولی مناطق کارکردی رو به گسترش و تراکم بوده و مناطق سکونتی طبقات میانی یا بینا بینی رو به اضمحلال باشند . [1]

به هر حال آنچه که به طور کلی در کشورهای در حال توسعه حاصل می شود . یعنی رشد طبقات میانی ، موجب می شود که اراضی شهری مرغوب و باغ ها و فضاهای طبیعی به گونه ای نابهنجار به زیر ساخت و ساز برود . مناطق مرکزی و بافتهای کهنه و هسته های اصلی و قدیمی شهر ، زیر فشار الگوهای جدید مصرف ، به ویژه حمل و نقل قرار می گیرد . کارگاه های کوچک که قرار است از بین بروند ، به دلیل ساختار عقب ماندگی و عدم تشکیل بازار و فرایند انباشت ، توسعه یابند و خود خریدار تکنولوژی و تجهیزات خارجی با تجهیزات متکی به قطعات کشورهای خارجی می شوند :

کارگاه های کوچک به عوض آنکه غم اضمحلال به چهره شان بنشیند و به تدریج از صحنه بیرون روند ، با روحیه ای کاسبکارانه و یا فعالیتی تکراری به کار مشغولند و از هر خرده فضایی سود می جویند ؛ راه پله ها محل فروش خرده کاری شبانه می شود . اکثر طبقات زیرین ساختمان ها در بافتهای فرسوده محل کارگاه های کوچک و اغلب غیر استاندارد می شود و در عمل ساختمان سازی نیز در بافتهای کهنه با ارزانترین مصالح و با ابعادی شکل می گیرد که متناسب با این فعالیتها باشد .

در این شرایط است که ناگهان سرو کله چند گروه از نهادها و سامانهای دولتی و شهری پیدا می شود در ایران شهرداریها شروع به کشف رانت حاصل از فعالیت های تجاری و انباری و خرده فروشی و یا فعالیتهای متمرکز بازاری و سوداگری بسیار پرمایه می کنند و با صدور اجازه افزایش تراکم با تجمیع قطعات برای نیل به قطعه ای بزرگتر و رانتی بیشتر ، بی قواره ترین و آسیب رسان ترین شکل ممکن " بدون توجه به ضرورتهای بهداشتی و محیطی " برای خود ایجاد درآمد می کنند و ماوای تازه ای را برای گروهای اجتماعی تازه وارد فراهم می آورند . به این ترتیب تمرکز و فشار به بافت بیشتر شده و روند و سیکل فرسودگی در بافت با سرعت بیشتری به حرکت خود ادامه می دهد . [2]

 

 

بافت فرسوده : چارچوب پژوهشی

اگر در اکثر طرح های ارائه شده در بافتهای فرسوده دقت کافی مبذول شود ، این نتیجه حاصل می شود که طراحان – که اغلب نیز از معماران و طراحان شهری بوده اند – کمترین توجه را نسبت به چگونگی شکل گیری ، روند حیات و طول مدت زمان حیات بافت فرسوده داشته اند ، ایشان بدون این که پیشینه های تاریخی ، اجتماعی و اقتصادی بافت را مد نظر قرار دهند در نهایت به یک نمونه الگو برای دوباره سازی بافت مخصوصاً بافتهای فرسوده غیر تاریخی می رسند و کار در همین نقطه پایان می پذیرد و در مراحل گوناگون بازبینی نیز دوباره نسخه جدیدی بدون توجه به مطالبی که نام برده  شد ، ارائه می گردد .

اما مسئله بافتهای فرسوده بسیار پیچیده است . باید این نکته اصلی همواره مدنظر باشد که بافتی که امروز از آن به عنوان بافت فرسوده ، چه کالبدی و چه عملکردی یا زیست محیطی نام برده می شود ، در سالهای نه چندان دور دارای سیما و کارکرد مناسبی در حد زندگی افراد ساکن بوده است ، اما این که در سیر تحولات چه اتفاقاتی برای بافت می افتد که دیگر نمی تواند خود را با فاکتورهای شهر امروز منطبق کند ، باید موضوع اصلی مداخله در بافتهای فرسوده شهری باشد .

شکل گیری در یک محدوده جغرافیای نامناسب ، برخورد به یک منبع فیزیکی یا جغرافیایی ، کمبود زیر ساختهای شهری ، در سایه روشن قرار گرفتن بافت ، برخورد به یک دیواره اقتصادی قوی و نفوذ بافتهای اقتصادی به جهت بهره وری غیر مسکونی به درون بافت ، ساختارهای نامناسب زیست محیطی ، تحولات سیاسی آن هم به صورت شوک های آنی ، تحولات اقتصادی با به وجود آمدن نقدینگی یا کم شدن نقدینگی در بافت ، اقدامات ضربتی برای رفع معضلات اجتماعی ، پایین بودن سطح سواد و بهداشت به عنوان دو شاخصه اصلی سازمان بهداشت جهانی در محدوده های فرسوده همه و همه پیدایش و حیات بافتهای فرسوده شهری را باعث می شوند .

اما تا آنجا که به بافت فرسوده مربوط می شود ، این بافت چند نمونه واکنش نسبت به تحولات مخصوصاً اجتماعی از خود نشان می دهد . پیش از این مطلب لازم است به این نکته اشاره شود که بافتهای مرکزی لزوماً در معرض تهاجم تنها طبقه میانی تولید کننده ماشینی کوچک مقیاس با صاحبان فعالیتهای تجاری نوگرا قرار نمی گیرند . در واقع لایه های تجاری صنفی با پیشه وری یا سوداگری که به طور غالب سرشتی سنتی دارند ، در این مکانها حضور داشته و مصرف کننده و توزیع کننده و فروشنده کالاهایی هستند که یک سرنخ آنها در اختیار مرکز انباشت سرمایه و شعبه های اصلی آن نیز در اختیار نیرو های اقتصادی می باشد  . اما در عین حال لایه های سنتی نیز در مدارهای ویژه سود آفرینی خود کار می کند و سخت به فرهنگ ماندگاری که این مدار را از حیث آرمانی ، مکتبی ، اقتصادی و سیاسی تغذیه میکند ، علاقه مندند . علاقه مندی ایشان معمولاً وجهی از تعارض های سیاسی با لایه های نسبتاً نوگراتر را می سازد که چه بسا دارای سرو صدای سیاسی است و عده ای را در مورد ژرفای تعارض به اشتباه می اندازد . در واقع از حیث ریشه ای تعارض ها آنچنان بزرگ نیستند که پنداشته می شود . به همین سبب است که تبلور این تعارض ها در بافتهای کهنه و قدیمی و در فضاهای هسته ای سکونتی – تجارتی موجب گسستگی بافت نمی شود ، بلکه آنرا را به اصطلاح غربی ها دفرمه می کند .

یکی از واکنش های کالبدی بافت فرسوده ، خالی شدن مناطق مسکونی نزدیک به بافت تجاری مرکز به منظور ایجاد کارگاه ها ، انبار ها ، دکانهای پیشه وری ، فضاهای کمکی بازار ، فضاهای احتکار اجناس و نظایر آنهاست . تجربه ی شهر تبریز ( محدوده بازار و محله امیر خیز و میدان کاه و اطراف راسته کوچه ) در این باره به حد کافی گویا است .  

واکنش دیگر که برخلاف واکنش بالا صرفاً جنبه مستقیم اقتصادی ندارد ، عبارت است از تمرکز اقشار کم درآمد و تازه از راه رسیده در محله های سکونتی و دارای هویت اجتماعی سنتی ، محله های اطراف یا داخل بافتهای قدیمی به سرعت به محل سکونت کارگران عادی یا صنعتی و کاسبکاران جزء دست فروشان و صاحبان مشاغل متفرقه ، کارکنان عادی و کارگران بازار و جزء آن تبدیل می شوند . محله درب گجیل و نیز ویجویه  چنین تجربه ای را پشت سر گذاشته اند .

اما نتیجه اینکه اینگونه جابجایی ها همان طور که به اشاره گفتیم ، باید بتواند یک رابطه دیالتیکی یا تعادل سیستم یا آنتروپی مثبت را به بار آورد . مجموعه بافت قدیمی در نگرش تحلیلی که تاکنون برای برنامه ریزی بافت به کار گرفته شده است ، یک سازواره ناموزون و نیمه بسته و تغذیه آن به کل نظام شهری وابسته است . [3]

اگر قرار بود تعادل ایجاد شود ناگریز می بایست جابجایی گروهایی اجتماعی صورت گرفته  و یا در یک جا متوقف شود . از همه مهمتر می بایست روند ایجاد رانت و تخریب و بازسازی به یک روند با ثبات برسد . مثلاً در مرکز شهر لندن فرآیند ایجاد واحدهای تجاری وجود دارد . این فرایند نوسانی هم دارد ولی بنیان شهر را بر نینداخته است و بنابراین بسته به رشد کل فعالیت تجاری در انگلستان و شهر لندن روند رشد نوسان خود را دارد ولی وقتی این روند به یک جریان تخریبی بی بازگشت ( مسخ و فسخ و نسخ بافت قدیمی ) تبدیل  شود . باید نتیجه گرفت که تعادل یا تعادل نسبی در داخل بافت وجود ندارد . یکی از جنبه های اساسی این عدم تعادل دست اندازی نیروی بیرون و درون سیستم به معماری و عناصر بر جا نگه دارنده محیط زیست و هویت وجودی شهر مربوط می شود . در این راستا بهتر است آنترپی مثبت مورد بررسی کوتاهی قرار گیرد . آنتروپی مثبت وقتی روی می دهد که مقداری از انرژی محیط صرف تخریب آن محیط می شود . زیرا بدین وسیله انرژی بیشتری گرفته و ولع سیری ناپذیر کسب انرژی ( درآمد ) و مصرف و سوخت و انباشتن نیز بر کل سیستم نیمه بسته حاکم می شود  که جنبه بیمار گونه دارد و از ناکارآمدی و قرار گرفتن در مدار هزینه های تورمی حکایت می کند . [4]

توضیح بیشتر آنکه وقتی تخریب ، جابجایی اجتماعی و تبدیل فضاها به محل انبار ، احتکار، فروش و دکان داری و جزء آن بیشتر از حد متعادل ، سود فوق العاده و رانت متفاوت شکل می گیرد و به این خاطر سرمایه صاحبان کسب و کار ارزش های شهری به آن سو سرازیر می شود . شبکه بندی قدرت سیاسی و اجتماعی نیز تقویت شده و همه اینها نیروهایی چون گروه های مختلف اجتماعی صاحب درآمد را توانمند تر می کنند و آنها رابه تمرکز و سلطه بر بافت فرسوده و قدیمی ، خواسته و ناخواسته ترغیب می کنند ، زیرا از این راه درآمد بیشتری حاصل شده و ارزش سرقفلی منطقه بالا رفته و در اثر این کار فشار تورمی پدید آورده  و این  فشار تورمی تمایل به ساخت و ساز و استفاده از فرصتهای سود آفرینی تورمی را بالا می برد .به این ترتیب انرژی مادی ( ارزش مازاد اقتصادی ) برای کنترل و مهار سیستم نا کارا بوده و آنرا به گونه ای انفجاری بسط می دهد ، در همین بسط ، تخریب و فسخ و نسخ صورت می گیرد . ارزش های معمارگونه و فضایی زیر پای غول نیرومندی چون سود فوق العاده گروهای اجتماعی ذی نفوذ خاص ، له می شود .

اما نهادهایی چون شهرداری نیز در این جریان ساکت نمی نشینند و با تلاش برای گرفتن سهم و حق خود ، عمدتاً با توجیه تامین درآمد برای انجام فعالیتهای عمران شهری و توسعه خدمات محیطی ، شعار آنتروپی مثبت را می دهند . شهرداری اجازه تراکم و بلند مرتبه سازی در پرتراکم ترین و باریک ترین معابر را صادر می کند ، این تمرکز ، تورم و سود تورمی می آفریند، و این کارهزینه های سرمایه گذاری و ارزش های سرقفلی و رانت رو به انفجار را جبران می نماید .  

درآمدهای شهرداری ، بدین ترتیب آثار تورمی داشته  و فشار خود را بر بنیه مصرف کننده تحمیل می کند و پیش از آنکه باعث حذف تمرکز شود. اصل رانت و ارزش فوق العاده را به نفع گروهایی که به هر حال در جهت رو به افزایش درآمد قدم بر می دارند ، تقویت می کنند.

در این میان طرح های پراکنده  نوسازی با بهسازی و مرمت و یا آنچه در ایران به آن بررسی بافتهای مسئله دار می گویند . نه تنها باعث حل مشکل نمی شوند  بلکه چه بسا فرصت های هوشمندانه تری را برای کل سازو کار درونی زیر سیستم های بافتی قدیمی و مرکزی و آنتروپی مثبت آن فراهم می آورند . این طرح ها با برنامه های یک طرفه ، تحکم آمیز یا پند دهنده ، توسعه معابر و حفظ ساختمان های خاص  را مد نظر قرار می دهند . این طرح ها از آنجا که اصل آنتروپی و سازو کار درونی زیر نظام را هدف نمی گیرند و اساساً به تغذیه ستانده اقتصادی و اجتماعی و نیز ماهیت یگانه ، ولی تضاد آمیز کالبدی توجه نمیکنند و آنرا در مجموعه ای بزرگتر نمی بینند ، می توانند به فرصتی برای محدودیت های مصنوعی و بازتاب های هوشمندانه و مصونیت سازی گروهای اجتماعی تبدیل شوند .

به هر حال انباشته شدن ، سکونت اقشار کم درآمد و شبکه سوداگری ، حقایقی هستند که در ارتباط مستحکم دیالتیکی یا کنش و واکنش با فضا و کالبد محیط ، آثاری ساختاری و پابرجا بر مناسبات اجتماعی باقی می گذارند .  طرح های بافت های مسئله دار ، طرح های نجات بافت کهن ، مطالعات فضاهای قدیمی مانند بازار و میادین و خیابان های هویت دار مرکزی باید در روندی عمومی ، شامل مطالعات تارخی و فرهنگی ، مناسبات اجتماعی ، روابط اجتماعی ، اقتصاد فضا و کالبد ، کالبد شناسی دقیق ، برنامه ریزی و سنجش محیطی و فضایی و بالاخره رابطه متقابل فضا و جامعه شکل بگیرند .

مجموعه همه این عوامل باید در یک سلسله اعصاب مرکزی به یک مرکزیت تعقل پویا مرتبط شوند. سودجویی و پراکنده کاری ، بافت فرسوده را فقط نابود یا مسخ نمی کند . بلکه آنرا به ضد توسعه فرهنگی و اجتماعی و مانعی در راه بالندگی های  آینده تبدیل می کنند . [5] 

 

 

بافت فرسوده : تعامل بین برنامه ریزی و طراحی شهری

در تجربیاتی که کشورهای مختلف دنیا در مورد برخورد با بافت های فرسوده داشتند. این نتیجه حاصل شد که سیاست این کشور ها علی الخصوص کشورهای پیشرفته بر مبنای تعامل بین علوم و فنون گوناگون برای رسیدن به بهترین و نه صرفاً سریع ترین و راحت ترین گزینه به عنوان راهبرد جهت سامان دهی بافتهای فرسوده است . در این راه ابزار گوناگونی از معیارها آن هم معیار های قابل انعطاف و سهل و ممتنع در اختیار تیم برنامه ریزی است . با آنکه نحوه برخوردها با عنایت بر سیستم های سیاسی کشورهای گوناگون ، مختلف است . اما روش های مطالعه و تحلیل مسائل جهت رسیدن به راهبرد های برنامه ریزی شهری بسیار حائز اهمیت است که باید بیشتر مد نظر کارشناسان برنامه ریز قرار گیرد .

در حقیقت به نظر می رسد اولین گام در حل مسئله ای آن هم به بزرگی و پیچیدگی بافت فرسوده ، شناخت ابعاد گوناگون آن از لحاظ جامعیت و دقت نظر درابعاد گوناگون آن و نیز مربوط به آن می باشد . و در این بین تحلیل مسئله به همراه بازخوردهای گوناگونی که در بستر مکان بافت رخ می دهد ، امکان اجرایی تر نمودن طرح های برنامه ریزی شهری را بیشتر نموده و سبب می شود تا طرح از زمان اجرا و اجزای مختلف زمینه موجود عقب نماند . 

 

نتیجه اینکه : اهم تعاملاتی که می تواند میان طراحی و برنامه ریزی شهری در فرایندهای گوناگون مطالعه و ارائه راهبردهای مثمر ثمر برای بافتهای فرسوده شهری به کار روند از نظر نگارنده به قرار زیر می باشد  :

0-                    

1-                   بررسی ابعاد گوناگون فضا از قبیل تعاملات گوناگون اقتصاد فضایی و فضای اقتصادی و جوامع موجود در فضا .

2-                   بررسی کلیه طرح های مصوب و یا غیر مصوب مربوط به بافت موجود و ارتباط بین دیدگاههای گوناگون اعمال شده از قبیل دیدگاه های برنامه ریزی و طراحی شهری و ...

3-                   قرار دادن گروهای مختلف کاری در برنامه ریزی بافت فرسوده از قبیل معمار ، طراح شهری ، برنامه ریز شهری ، جامعه شناس ، اقتصاد دان ، روانشناس ، مهندس زیر ساخت های شهری ، جغرافی دان و.... و هماهنگی بین این افراد در جهت رسیدن به تعاملات سازنده .

4-                   به کارگیری علوم جدید از جمله ریاضیات و آمار توصیفی و تطبیقی جهت پی بردن به تعاملات گوناگون بین فاکتورهای مختلف .

5-                   پی بردن به اهمیت بعد زمان و مکان و بررسی دینامیک پدیده های گوناگون طراحی و برنامه ریزی در نواحی فرسوده شهری و روستایی .

6-                   بررسی سیر تاریخ محدوده بافت فرسوده  با عنایت به تاثیر متقابل فاکتورهایی چون اقتصاد ، معماری ، اجتماع و ارتباطات و سیاست .

7-                   ارائه فرضیات مستدل علمی در قسمت های گوناگون فرایند تحلیل جهت آزمون داده ها  .

8-                   به کارگیری نمونه های آزمون شده از کشورهای خارجی و بررسی تشابهات و تناقضات موجود در آنها با توجه به شناختی که نسبت به بافت وجود دارد .

9-                   آزمون فرضیات گوناگون با روش های نوینی نظیر شبیه سازی و تعاملات گوناگون فاکتورهای فضایی قبل از ارائه سیاست های موردی .

10-طبقه بندی آزمونها بر مبنای بهتر نمودن نتایج با عنایت به ارشادی بودن فرآیند طرح های گوناگون برنامه ریزی شهری و انتخاب مناسب ترین راهبرد . [6]  

در دسته بندی مداخلات در بافتهای فرسوده شهری مخصوصاً ایران ، این کلمات هستند که نقش قالب را مخصوصاً در مطالعات و نه در اجرا و پیاده کردن پروژه های احیاء برعهده دارند . به این ترتیب در اکثر مطالعات بدون آنکه به ریشه ، سابقه و واکنش بیرونی اصطلاحات شهر سازانه مرمت و احیاء اندیشیده شود ، این نمونه از واژگان در مطالعات آورده شده در حالی که در نهایت روشهای مداخله از جنسی ورای این نمونه های مطالعاتی است .

توجه بیش از حد به واژگان و عدم درک کامل آنها نیز مشکل دیگری است که گریبانگیر شهرسازی و برنامه ریزی شهری ایران امروز است . پیچیدن نسخه هایی که شاید نه تنها بیماری به نام بافت قرسوده را شفا نمی دهد ، بلکه مرگ آنرا از تمام جوانب تسریع می نماید.

در ادامه باید این نکته تذکر داده شود که اگرچه تجربه های کشورهای گوناگون در زمینه مرمت و احیا می تواند بسیار مورد توجه قرار گیرد ، اما در شهر سازی ایران نوعی مسخ شدگی و از خود بیگانگی در این مورد روی داده است ، بگونه ای که شهرسازان و برنامه ریزان می خواهند همان تجربیات را بدون در نظر گرفتن زمینه های بافتهای فرسوده کشور وارد نظام شهرسازی ایران کنند . این نمونه از بازخوردها نیز بسیار ویران گر خواهد بود زیرا به جای این که تمام فاکتور های موجود و زمینه های کشور مورد مطالعه را استخراج و آنها را مورد تحلیل و ارزیابی و همچنین مورد مقایسه با زمینه های گوناگون اقتصادی ، اجتماعی و کالبدی ایران قرار دهند ، تمام این نمونه را بدونه چون و چرا در مطالعات و طرح های خود قرار می دهند .

قوانین و مقررات نیز در کشورها به درستی نه ضمانت اجراء دارند و نه اجراء میشوند . عدم کار کارشناسی در مراتب بالا دست قانون گذاری کشور ، عدم دید درست قانون گذاران ، وجود سیستم های بروکراتیک و دیوان سالار میانی که تمام وقت خود را به جای کارکارشناسی و فهم درست قضایا به سیاسی کاری در زمینه های مختلف بافت فرسوده می پردازند و عدم هماهنگی بین سازمانهای ذی مدخل در امر احیاء بافتهای فرسوده شاید از مهمترین نمونه های مشکلات در روند احیاء بافتها باشد . در دنیای مدرن طرز برخورد با هر مسئله ای با مسائل دیگر تفاوت دارد . بگونه ای که مراحل گوناگونی را برای شناختن ابعاد موضوع ، آنالیز شناخت ها و تحلیل این مواضع ، دسته بندی های مناسب از محدویت ها و امکانات ، برقراری ارتباط منطقی بین جوانب موضوع و ارائه سیاستها و راهبردها در نظر می گیرند ، در نهایت نیز اکثر موضوعات از قبیل موضوعات اجتماعی و اقتصادی برای ارائه راهکار به دست استفاده کنندگان سپرده می شود تا بتوانند بنا به نیازهای خود از این نمونه  راهبردها ، راهکار مناسبی استخراج کنند .

حال فرایندهای مختلف در دنیای شهرسازی و برنامه ریزی نوین ور در کشورهای پیشرفته با شناخت کافی نسبت به مسائل آغاز شده و بعد با دسته بندی مناسب و تحلیل های غیر خطی و آنالیزهای مختلف رایانه ای و با شبیه سازی این موارد راهی برای عرضه راهبرد ها آن هم با در نظر گرفتن بازخوردها و تعاملات گوناکون پیدا میکنند ، این نمونه از مطالعات با توجه به سیال و شناور بودنشان هر لحظه می توانند در مقابل تغییرات آتی و موضعی از خود انعطاف کافی نشان دهند .

 

 

بافت فرسوده : الگوهای توسعه

در رویکرد جدید و مبتنی بر شناخت واقعیت های موجود در بافتهای فرسوده الگوهای نوسازی و با آنچه که بنام محصول نهایی و خروجی کار سازمان نوسازی و مقوله نوسازی بافتهای فرسوده تولید خواهد شد . به چهار دسته ، مدل یا الگو تقسیم می شود و راهکارهای ویژه سازمان نوسازی در خصوص هر یک از آنها بیان میگردد . [7]

 

الف – الگوی تولید طرح : طرح ویژه نوسازی بافت فرسوده

در شرایط فعلی طرح های تفصیلی مبنای قابل دفاعی برای تدقیق کاربریها ، توزیع تراکم و ضوابط ساخت و ساز ندارند و ویژگی همگن ارائه شده در آنها به شکل گیری بافتهای یکنواخت و عاری از هویت و زیبای شناسی شهری منجر می شود . عواطف و احساسات انسانی ، خاطره های جمعی و ارزشهای اجتماعی دراین نوع برنامه ریزی ها جایگاهی ندارند .

در بافتهای معمولی شهر ، طرح تفصیلی چهار مشخصه را تعیین می کند ؛ کاربری ، تراکم ، شبکه معابر و ضوابط ساخت و ساز . تجربه نشان داده است که دخالت در بافتهای فرسوده بایستی با روشی غیر از طرح تفصیلی صورت گیرد . در نتیجه لازم است تا اسناد هدایت و کنترل توسعه در بافتهای فرسوده با بافتهای معمولی تفاوت داشته باشد .

 

ب- الگوی تولید زمین : پروژه های نوسازان

الگوی تولید زمین یا تملک مهمترین گام اجرایی در روند نوسازی بافتهای فرسوده بوده و اغلب طرحها در همان مراحل آغازین و بدلیل فراهم نشدن زمینه های تملک به بن بست می رسند . دراین خصوص الگوهای قابل تعمقی در جهان تجربه شده که هر کدام از آنها می تواند در مواردی راه گشا باشد . غیر از مکانیزم های برنامه ای نحوه جلب مشارکت مردم در خصوص مواضع یاد شده و به فرض مهیا شدن زمینه های واگذاری املاک جهت نوسازی بافت ، بایستی در فرایند اجرایی تملک دامنه و اولویت های آن را مشخص نمود ، بعنوان مثال در بحث تملک ، اولویت های زیر دنبال می شود :

 

1-                  مسیر شبکه پیشنهادی طرح تفصیلی ویژه نوسازی :

نقش ساختاری ویژه شبکه های اصلی لحاظ شده در طرح تفصیلی ناحیه و جایگاه آن در اصلاح سازمان فضایی ، ساخت شهری ، تحریک توسعه و تسهیل کننده سایر اقدامات نوسازی سبب شده تا تملک بستر آنها در اولویت بندی قرار گیرد . انطباق اغلب این مسیرها بر خیابانهای موجود امکان دخالت و تملک را راحت مینماید و پلاک های مهم همجوار که نقش تعیین کننده در شکل گیری سیمای شهری و انسجام سازمان فضایی محدوده طرح دارند ؛ امکان نوسازی می یابند . تعریض  يا پيدايش گذرهاي مهم در سطح محدوده طرح اغلب با توسعه برخي كاربري هاي سود آور همراه است و چنين ره آوردي به توليد سرمايه و رونق اقتصادي بافت منجر مي شود . قرار گيري اغلب فضاها و كاربريهاي مهم كنار گذرهاي اصلي چه موجود و چه طرحهاي مصوب بر اولويت تملك مسيرهاي مربوطه صحه مي گذارد

 

2- محدوده طرحهاي مسكوني جايگزين :

نوسازي در بافت هاي فرسوده سبب افزايش قيمت ابنيه ( نوساز ) مي شود و ساكنان بافت كه قريب به اتفاق آنان توان مالي چنداني ندارند قادر به تامين خانه جديد از محل فروش بناي فرسوده خويش نيستند لذا منطقي است كه در برابر جريان نوسازي مقاومت كنند . بي توجهي به اين نكته سبب خالي شدن بافت از سكنه اصلي خود و گسترش بافت هاي فرسوده مي شود و با اهداف نوسازي معارض است . لذا سعي براين است تا با تامين زمينهاي تنخواه و ساخت مجتمع هاي مسكوني و واگذاري آنها با شرايط ويژه حمايتي به ساكنان بافت فرسوده ، ضمن تسهيل تملك جهت ايجاد زير ساختها ( دسترسي ها و … ) و نوسازي بافت به حفظ ساكنان اصلي ان در محل كمك كند .

 

3- محدوده پرو‍‍‍‍ژه هاي مختلط :

پروژه هاي واقع در پهنه هاي ويژه مصوب طرح تفصيلي كه با ابعاد قابل ملاحظه اي كه دارند عموماً اقتصادي بوده ، امكان جذب سرمايه گذار دارند و احداث آنها اثرات گسترده اي به لحاظ كاركردي بربافت پيرامون دارد و با جلب اقبال عمومي موجب تسهيل توسعه هاي بعدي بافت مي شود . اين  كاربري هاي عمده نوعي كل كوچك بحساب مي ايند . تفرد و تمركز موجوددر آنها امكان كنترل همه جانبه رافراهم ميسازد . تصميم گيري در مورد انها ساده بوده و تبعات ناخواسته چنداني بر اطراف ندارند .

 

4- محدوده نقاط تحريك توسعه بر مبناي طرح منظر شهري

اولويت هاي اصلاح ساختار شهري  و تبيين سازمان فضايي قلمروهاي مختلف آن سبب مي شود تا محدوده ساختارهاي اصلي مراكز و كل هاي عمده جزء اولويت هاي تملك براي عملي كردن ايده هاي سازماني فضا باشند . لذا بر اساس طرح منظر شهري محله، محدوده مركز محله و كاربریهاي مهم واقع در كنار آن ، مراكز كوي ها (فضاهاي جمعي داخل محله ) وكاربري هاي لحاظ شده در كنار آنها ، گذرهاي مهم ومجتمع هاي بزرگ و شاخص مسكوني ، تجاري و اداري كه از نظر كاربردي كار گشا بوده و به شكل گيري شخصيت كلي محله كمك مي كند . جزء اولويت هاي تملك قرار مي گيرد .[8]

 

ج- الگوي توليد سرمايه " كاربري هاي ارزش آفرين" :

منابع نهفته اي در شهر وجود  دارد كه از آنها استفاده درستي به عمل نمي آيد و اتكاء سياستمداران شهری اصولاً به منابع و پول نقد است . مي توان به طرق گوناگون منابع ياد شده و پراكنده شهري را احياء كرد . در اين خصوص طرح هاي جامع شهري مي توانند با پيشنهادكاربري هاي ارزش آفرين نظير بورس ها ومراكز مختلف تجاري – اداري در مناطق فقير و فرسوده شهري زمينه هاي لازم جهت نوسازي بافت هاي فرسوده را فراهم سازند . چنين نگاههاي جامع  نگري با جذب سرمایه گذاران ، صرفه هاي اقتصادي فرايند نوسازي و توسعه پايدار شهري را تضمين ميكند.

 

 

 

تحليل تئوريك روش هاي نوين در مطالعات بافت هاي فرسوده

 

الف -  مانش يا شبيه سازي بافتها :

مانش يا شبيه سازي روشي است كه به وسيله آن مي توان به فرايندهاي دنياي واقعي از طريق نمونه هاي شبيه سازي شده تا حدي دست يافته و كنش و واكنش هاي عوامل گوناگون را با توجه به فاكتورهاي مختلف قبل از پياده شدن طرح هاي نمونه اي، سنجيد . در حقيقت منطقه شبيه سازي ، نوسازي ومداخله در بافتهاي شهري اين است كه ابتداء بايد عوامل مختلف در دردرون بافت شناسايي شده و مورد دسته بند ي قرار گيرند  تا معين شود اين موارد هر كدام درداخل خود داراي چه خصوصياتي هستند .سپس در يك نمونه از برنامه هاي شبيه سازي ، برخورد ها و كنش  و واكنش بين عوامل موجود سنجيده شود . تا يك نگاه مناسب نسبت به آنچه روي مي دهد ، بدست آيد . اين دسته بندي ها مي تواند  بر مبناي مطالعات اماري و نظاير آنها صورت گيرد. در مراحل بعد انواع گوناگون مداخلات بر اين نمونه از سيستم مترتب مي شود تا رايانه با توجه به  تحليل هاي كه از بازخورد هاي اين شبيه سازي دارد ، نتايج را به كارشناس متخصص كه خود داراي قدرت تحليل مي باشد  ارائه نموده و مورد استفاده قرار گيرد .

 

ب‌-                تئوري بازي : تئوري بازي در حقيقت نمونه اي از شبيه سازي است كه با توجه به پيچيدگي مدل سازي ها در حيطه مسائل شهري در دهه 1980 بسيار مورد توجه قرار گرفت.

در حقيقت بنيان به وجود امدن تئوري  بازي ، نوميد شدن طراحان و برنامه ريزان از تحليل هاي نمونه اي بود كه به خاطر مشكلات شناختي ، هيچ گاه به اعمال راهبرد هاي مناسب براي مسائل شهري نمي انجاميد . برنامه ريزان به اين مي انديشيدند كه هر كوششي براي مدل سازي يا مانند سازي ، از مسائل شهري ، بيهوده است زيرا متغيرها و روابط در اين مسائل تابعي مبهم اند و بر روي يكديگر تاثير متقابل دارند و اغلب پيش بيني ان ها غير ممكن است زيرا متغيرها و روابط در اين مسائل تابعي مبهم اند و بر روي يكديگر تاثير متقابل دارند و اغلب پيش بيني ها غير ممكن مي باشد چرا كه در رفتار ادميان و ارزش هاي ایشان  ثبات وجود نداشته و به كارگيري روشهاي علمي براي بهينه کردن چنين مسائلي غير ممكن به نظر مي رسد زيرا درباره بافت و ساخت اين مسائل اطلاعات موجود آنقدر کم می باشد که در پاره اي از اوقات حتي نمي توان مساله را به دقت بيان كرد .

در این بین بود كه تئوری بازي به عنوان يك ابزار، در جهت مناسب فرايند ها مورد توجه قرار گرفت و برنامه ريزان دريافتند كه چنين حالات ظاهراً نااميد كننده اي را مي توان با استفاده از روش هاي علمي موجود در نوعي مانند سازي كه بازي نام گرفته است ، تجزبه و تحليل نمایند .با به كار بردن نظريه بازي ها كه در اقتصاد شهري دنيا نيز پذيرفته شده است مي توان نتایج زیر را اخذ نمود .

 

1-                  آگاهي بيشتر درباره مسائل پيچيده شهري و درك خطر و عدم اطمينان كه در ذات بسياري از انان نهفته است .

2-                  آزمايش راه حل هاي گوناگوني كه بر مسائل شهري پيچيده متصور است و امتحان خطر و عدم اطميناني كه به اين راه حل هاي تقريبي گوناگون وابسته است .

3-                  ساختن مدلهايي به قرائن و تقريب از فرايندهاي تصميم گيري براي مسائل پیچیده شهری که در معرض خطر و عدم اطمينان قرار گرفته اند .[9]

 

 ج - تئوري تلقي فرصت از بافتهاي فرسوده :

در اين تئوري كه واضح آن در ايران دكتر سهراب مشهودي مي باشد ، مطالعاتي در مورد توزيعات و تلقيات گوناگون و همچنين جوامع سرمايه گذاري و چگونگي رشد و توسعه آنها صورت گرفته است . در اين تئوري نمي توان انتظار داشت كه مشكل بافتهاي فرسوده و ناكارآمد شهري در مثلاً 10 سالي كه هيات دولت مصوب نموده حل شود .بايد اين نكته هميشه مد نظر سياست گذاران و همچنين مديران شهري باشد كه بافتي مانند بافتهاي فرسوده تبريز اگر حاصل فرايند چند صد ساله شهر تبريز نباشند ، سر منشاء شان به 50 تا 100 سال پيش باز مي گردد پس براي بازگرداندن آنها به وضوح مطلوب بايد حداقل به همين ميزان وقت و يا نصف اين ميزان انرژي ، كار كارشناسي دقيق و سياستهاي درست صرف نمود .

اما اگر بر خلاف  تمام نظرات در مورد بافت فرسوده كه اين نمونه از بافتها را مشكل شهر مي دانند ، به اين نمونه از بافتها به عنوان موهبت شهر نگاه شده و از پتانسيل اين نمونه از بافتها براي نوعي ترميم خود انگيخته آنها استفاده  شده است .

بافتهاي فرسوده داراي مردمي با روحيات عاطفي بسيار قوي می باشند که  داراي اتحاد قومي و به هم فشردگي هاي اجتماعي محکمی می باشند که داراي اقتصاد محلي كاملاً پويا هستند . اگر زير ساخت ها به نوعي در بافتهاي فرسوده مرمت گردد بافت به صورت خود به خودي اقدام به بازيابي خود مي نمايد و مشاركت مردمي و تشكيل ستادها در بافت هاي فرسوده جهت رفع موانع و مشكلات محله بيشتر صورت ميپذيرد

اين جملات و صدها تعريف شنونده ديگر را به اين فكر مي اندازد كه اگر حداقل امكانات به اين نمونه از بافتها داده شود اين بافت ها حتي بهتر از بافتهاي مناسب  شهري اقدام به ترميم خود مي نمايد .

عدم سرمايه گذاريهاي كلان و بدون برنامه ،عدم استفاده از اهالي ساکن در خود بافت براي ايجاد پروژه هاي موردي ساختماني و عدم سپردن اين پروژه ها به پيمانكاران كلان، عدم اجراي طرح هايي كه قيمت زمين در بافت را دچار تغيير سازد كه اين آخري مهم ترين نكته اي است كه بايد در بافت فرسوده در نظر گرفته شود از جمله مشکلات اصلی این بافتها می باشد .

نتیجه اینکه مواردی که در بافتهای فرسوده باید مانند دیگر بافتهای شهری مورد ارزیابی قرار گیرد و از نگاههای بی منطق به آنها پرهیز شود آن است که در این بافتها حداقل با پیدا کردن راهکارهای منطقی و نه تغییر دهنده سریع اقدام نمود تا با ارائه راهبردهای بلند مدت و جدی بتوان وضعیت این نمونه بافتها را در کنار دیگر بافتهای شهری بهبود بخشید . حال بعد از ارائه تئوریهای مطرح در رابطه با بافت فرسوده با مقدمه ای به مبحث تعاریف و مفاهیم و اشکال بافت فرسوده پرداخت می شود .

خوب زیستن و بهتر زیستن جمعیتها و ملتها در فضاهای قابل سکونت جهان بستگی به برخورداری از محیط مساعدی دارد که در آن فرد فرد انسانها بتوانند بر حسب خواستها و سلیقه های شخصی خود به میزانی کمتر یا بیشتر از آنچه مجموعه آداب و رسوم و مقررات امکان پذیر می سازد از آن بهره مند گردند، در این میان آداب و رسوم مردم در شهرها و یا بطور کلی در مناطق مسکونی، اعتقادات وسنن و اندیشه های ساکنان ، همراه با آنچه که به شکل قوانین و مقررات تدوین شده است در طول زمان و در جهت نوسازیهای جامعه تغییر می پذیرند.

بر اساس نظریات جهانی شهر به دلیل اینکه ذاتاً موجودی است زنده و پدیده ای است تاریخی،  بایستی در طول زمان برای پذیرفتن هر آنچه که بیشتر نو وهمگانی است خود را مهیا کند، چرا که شرایط کالبدی شهرها به خودی خود تغییر نمی پذیرند و معمولاً تغییرات آن نسبت به تغییرات فکر و رفتار ساکنین متأخر است . واقعیتهای نهفته در موجودیت یک شهر آن را پدیده ای معرفی می کند آغاز شده از زمان گذشته که به تدریج به فضای گسترده تر دست یافته است.

بعضی از مجموعه های ساخته شده شهر کهن بعنوان بیمار یا موجودی که تعادل زیستی خود را از دست داده است به دست سازندگان جدید سپرده می شود. در چنین شرایطی تشخیص آنچه که باید در یک شهر و در یک یا چند محله کهن انجام داد مسئله ای است که به تفسیر و تعریف شهر بستگی پیدا می کند. شناسائی چگونگی شکل گیری و توسعه پدیده های شهر از زمانهای گذشته تا به امروز جهت به دست آوردن ضوابطی که بر حسب آنها بتوان عوامل تعیین کننده روند زندگی شهری را در شرایط بهتری قرار داد، از اهمیت بسزائی برخوردار است. طرح نوسازی و بهسازی در واقع ایفا کننده این وظیفه است که به اتکای شناخت روند زندگی شهری راه توسعه پدیده های موجود را برای تداوم بهتر و سریعتر زندگی مردمان شهر پیش بینی کند.[10]

 

تعاریف و مفاهیم فرسودگی:

عوامل و حوادثی که پیش از شروع دوران صنعتی، موجب فرسودگی شهرها می شده با آنچه که امروزه شهر صتعنی یا مراکز مسکونی تحت نفوذ تمدن صنعتی را متأثر می سازد، تفاوت فاحشی دارد. در دورانهای پیشین شهرها بیشتر به دلیل انگیزه های سیاسی ، موقعیت طبیعی و اقتصادی خاص به وجود می آمدند و با تضعیف یکی از این عوامل به یکبار یا به تدریج از رونق می افتادند.

با شروع دوران صنعتی و متمرکز شدن کارخانه های بزرگ، نظام شهرها متزلزل گردید. این کار در ابتدا با فرا خواندن نیروهای جوان از روستاها، که احتیاج به فضای مسکونی در مقیاسی بزرگ داشته اند ، مطرح شده و در مرحله بعدی توسعه جبری فضای کارخانه ها در تبعیت از توسعه روشهای تولید و فزایندگی انواع کالا را به ارمغان می آورد .

تصاحب اماکن تجاری و تولیدی مرکز شهرها توسط بازرگانان یا نمایندگان صنایع بزرگ به منزله تائید و تثبیت شهر قدیم بوده و میادین و خیابانهای اصلی اهمیت خاصی یافته و افزایش قیمت پیدا می کنند. به تدریج احتیاج فوق العاده برای دسترسی مستقیم به معابر عمومی فکر احداث پاساژ را بوجود می آورد و از این راه خطوط ارتباطی اصلی و نزدیک به مرکز دارای شاخ و برگ بیشتری می شوند، همه این امکانات به معنی تائید شهر قدیم قلمداد میشد.

جدا از تائید و تقویت مرکز قدیمی شهر، این مرکز از یک طرف فضاهای مسکونی خود را طی عرضه آنها به فعالیتهای بازرگانی از دست داده و از طرف دیگر برای کسانی که جهت اشتغال در بخشهای مورد نظر وارد شهر می شوند، فضای ذخیره یا اضطراری ایجاد می کند. بدین ترتیب کمبود مسکن در شهر قدیم مسئله ای می گردد که بافت قدیم شهر بصورت میزبان سکنه بی منزل در می آید. این محلات با کمترین وسائل خدماتی ساکن می پذیرند و تراکم سکونتی آنها نابسامانی های معماری و شهرسازی چشمگیری به بار آورده و ناخواسته زاینده بیماریها و همزیستی ها و آمیزشهای غیرطبیعی نیز می شود. این نوع محلات فضاهائی هستند که به تدریج « متعلق به همه کس و غیرقابل سکونت برای هر کسی » می گردند و بنابر تجارب موجود،شهرداریها و مدیران شهری کمترین اهتمام خود را به آنها اختصاص می دهند. این فضاها اگر در نزدیکی فضاهای فعالتر قرار داشته باشند بیشتر برای تخریب و تغییرات کل عملکرد بافت آماده می شوند. در این بین بازار در جوار بافت قدیم شهرهای کهن، به دلیل رسیدن به حد تکامل کالبدی و شکل گیری ارگانیک خود در جوابگوئی به کلیه حوائج فرهنگی ، اجنماعی و انسانی شهر قدیم توسعه یافته و همچنین در مقابل پدیده تولید صنعتی و پیامدهای زندگی صنعتی غافلگیرمی شود و با کاهش تدریجی قدرت اقتصادی بازار، خیابان که به پیروی از خصوصیات محلی شهرهای مدرن اروپائی به پاساز نیز مجهز شده  از قدرت بالائی برخوردار گشته و هر روز تناقض شکلی و کاربردی خود را با بازار فزونی می بخشد. در چنین شرایطی بازارهایی مثل بازار تبریز با اختصاص دادن بخشهای حساستر خود به بورس و انبار بعضی کالاها موفق می شوند موجودیت کالبدی خود را تا حدودی حفظ نمایند. در این میان سرنوشت بافت موجود بین بازار و فضاهای تازه ساز شهر حائز اهمیت می گردد. این بافتها که معمولاً مجموعه ای از محلات قدیمی مسکونی هستند و در فرهنگ شهرسازی ایران دارای نظامهای همزیستی ـ همجواری می باشند، به تدریج بصورت بی دفاع ترین و بی تفاوت ترین نقطه  شهر در آمده و در رابطه با نیازهای خدماتی، تجهیزات ، محورهای ارتباطی و غیره با مشکلات اساسی روبرو می گردند. نتیجه اینکه گسترش افقی شهر به سمتهائی از شهر که شرایط اقلیمی ـ جغرافیائی بهتری داشته اند سبب لغزیدن تدریجی مرکز ثقل شهر ( مرکز تاریخی و قدیمی ) ، در جهت فضاهای تازه ساز می گردد و طبیعتاً متعاقب تجهیز فضاهای تازه ساز به مساجد، مدارس، فروشگاهها، سینماها، رستورانها، مغازه ها، و غیره، بدلیل میزان دسترسی آسان و ارزان به این فعالیتها ، اهمیت مرکز شهر بیش از پیش کاهش می یابد.[11]

 

اشکال فرسودگی بافتهای مرکزی

بافت مرکزی شهرها در اثر تغییر و تحولات مختلف به انواع گوناگون فرسوده
 می گردند این فرسودگیها می توانند به اشکال ذیل طبقه بندی گردند :

 

1ـ فرسودگی در کالبدهای حجمی وفضایی ابنیه :

با توجه به تراکم و افزایش جمعیت در ابنیه ها، جایگزینی مراکز تجاری و کاری و توسعه آن در مناطق مسکونی ترک تدریجی جمعیت ساکن شبانه و جایگزینی آن با جمعیت روزانه سبب می شود ، گروه اقتصادی با درآمد بالا بطور تدریجی مناطق مسکونی خود را ترک و به جای آن اقشار با درآمد پائین شهری، جایگزین گردد . لذا با گذشت زمان کالبدهای حجمی فضائی با شرایطی نامناسب و نامطلوب مجهز شده و به دنبال حاکمیت شرایط نامطلوب آرام آرام جمعیت قشر پائین نیز منطقه را ترک نموده و در راستای تخلیه جمعیت مسکونی از بافت ، فرسودگی و خرابی حاکم می گردد.

 

2ـ فرسودگی در تاسیسات زیربنائی :

فرسودگی کالبدی به همراه استقرار جمعیت کم درآمد موجب کاهش استحکام تاسیسات زیربنائی مانند آب و برق و گاز، شبکه های موجود و غیره می گردد که این کار به دنبال خود کاهش سرمایه گذاری در قسمت مزبور را باعث شده و موجب قطع و یا خارج شدن تاسیسات زیربنائی از طرف ارگانهای ذیربط میشود.

 

3ـ فرسودگی در کاربریهای پویا و زنده شهری :

آهنگ تغییرات در طبقات اقتصادی و اجتماعی بافت مرکزی شهر و جایگزینی اقشار کم درآمد شهری،کاهش هویت کلاسیکی بافت و کم رنگ شدن ساخت و سازهایی با هویت و معماری و شهرسازی خاص ، منطقه را از حالت پویا و زنده شهری به سوی کاربریهای بی ارزش و ناهنجار سوق می دهد. همچنین برخی کاربریهای مسکونی ، تجاری، خدماتی و غیره دیگر قدرت توانائی تداوم حیات در منطقه را از دست می دهند بنابراین عملکردهای منفی، منطقه را با بحران فرسودگی روبرو می سازد.

 

4ـ فرسودگی دموگرافیکی و ناهنجاریهای اجتماعی :

به همراه تغییرات در بافت کالبدی و فیزیکی شهری، بافت جمعیتی آن نیز از بعد کمی و کیفی دچار تغییرات می گردد. در راستای این تغییرات با از دست دادن هویت و اعتبار قدیمی بافت مرکز، اقشاری که از لحاظ عادات اجتماعی و اخلاقی از هویت چندان پایداری برخوردار نیستند، در منطقه جایگزین می گردند. این قشر جدید به همراه خود یکسری ناملایمات اجتماعی و فرهنگی شامل جرم و جنایت، آلودگی های اخلاقی که منجر به عدم امنیت منطقه می گردد را به بافت تزریق می نمایند که در مواردی خارج از کنترل ارگانهای امنیتی و نظامی شده از این رو منطقه به سوی فرسودگی و اضمحلال جمعیتی سوق داده میشود.

 

5ـ فرسودگی در محیط زیست و آلودگیهای هوا، آب و خاک و غیره :

افت ارزشهای ساختاری در کالبد حجمی ـ فضائی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و دموگرافیکی در بافتهای مرکزی شهر باعث می گردد که منطقه از لحاظ زیست محیطی با یکسری مشکلات اساسی روبرو گردد. همانگونه که در بخشهای پیشین نیز ذکر کردیم، جایگزینی برخی از عملکردهای نامطلوب و کاربریهای ناهنجار و استقرار جمعیت مجرم، موجب خرابی و از کار افتادن تاسیسات زیربنائی، ازجمله سیستم فاضلاب و آب گشته و به دنبال آن تخریب بعضی واحدهای ساختمانی، فرصتهای زیستی برای برخی از موجودات و حشرات موذی ایجاد کرده که این کار استانداردهای زیست محیطی منطقه را کاهش می دهد.

 

6ـ فرسودگی اقتصادی و تغییرات قیمت اراضی و اجاره بها و سرقفلی :

کاربریهای مختلف مراکز شهری با توجه به فعالیت و عملکرد خود به فعال و نیمه فعال و غیرفعال ، قابل تقسیم بندی هستند. در این راستا رابطه بین درآمدهای اقتصادی حاصل از کاربریها و قیمت زمین، اجاره بها، سرقفلی، از نوع رابطه مستقیم است که این موضوع در حال حاضر در بافت مرکزی فرسوده از چنین تناسبی برخوردار نیست، بطوریکه اراضی که دارای ارزش بالائی هستند به دلیل وجود عوامل نامناسب و استقرار در داخل و یا حاشیه مناطق فرسوده شهری از افت درآمد اقتصادی بدلیل غیرفعال شدن عملکرد آنها روبرو می باشند.[12]

 

عوامل تشدید فرسودگی مراکز شهری  :

1 - عوامل بیرونی:

1ـ1ـ تغییرات در سیستم ارزشهای فرهنگی جامعه :

رشد و تحولات اقتصادی، اجتماعی و کالبدی شهرها به تدریج ساختارهای فرهنگی جامعه و شهروندان را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. نظر به ارگانیزم زنده پویای شهرها ، تغییر و تحولات بصورت کنش و واکنش از شهروندان به شهر و بالعکس در حال تداوم است. نظر به اینکه بافتهای مرکزی شهرها ، نسبت به سایر مناطق شهری از حالت پویا و فعالتری برخوردار هستند . فلذا در راستای تحولات مثبت پویائی  حالت منحنی ایستائی و فرسودگی به خود می گیرند.

با توجه به اینکه تغییر و دگرگونی در مراکز شهری سریعتر از سایر نقاط صورت می گیرد، لذا رشد و توسعه مراکز شهری، باعث ایجاد طبقات و اقشار مختلف شهری با ساختارهای فرهنگی متفاوت در بافت مسکونی مراکز شهری شده  و بر آن هویت و ارزش فرهنگی خاصی می بخشد. در این بین تداوم تغییرات مکانی وفضائی وشکل وساختار عملکرد مراکز شهری موجب ترک اقشار مزبور از مراکز شهری به سایر نقاط شهری همگون با ساختار فرهنگی شده  که جوابگو نبودن مراکز شهری به خواست ونیازهای فرهنگی اقشار مزبور موجب استقرار تدریجی اقشار کم درآمد شهری و به دنبال آن تسریع در آثار و عواقب فرسودگی در بافتهای مرکزی می گردد . که در این راستا عدم پیشگیری بهینه از تخریب و فرسودگی موجب رشد و تداوم آن با آهنگی سریعتر شود .

 

2-1- ایجاد مراکز جدید تجاری و خدماتی منطقه ای، ناحیه ای، محله ای

از عوامل دیگری که مراکز اصلی شهرها را تحت تاثیر فرسودگی و تخریب قرار می دهد، رشد و توسعه مراکز جدید تجاری و خدماتی منطقه ای، ناحیه ای، محله ای و…می باشد .  که در اثر توسعه شهر نشینی با اصول و معیارهای شهرسازی جهت سرویس دهی متناسب به شهروندان ایجاد شده است. نزدیکی به مناطق مسکونی و بهینه بودن شعاع عملکرد در مراکز جدید، مراکز قدیمی شهر را تحت الشعاع قرار داده و به رقابت می خواند. چرا که راحتی و سیستم شبکه های معابر مناسب، پارکینگ و وجود ابنیه های جدید التأسیس عدم وجود آلودگی های محیط زیست و … در مراکز شهری جدید سبب می شود که مراکز شهری قدیم حالت پویائی خود را از دست داده و بی رغبتی شهروندان در مراجعه به این مراکز آنها را با رکود جدی مواجه می سازد. از طرفی نبود برنامه های بهسازی، مشوق های اقتصادی و جاذبه های مکانی وفضائی، قدرت دفع چنین مراکزی را دو چندان می کند.

 

3ـ1ـ وجود بناهای تاریخی و فرهنگی در حاشیه مراکز شهری :

مراکز شهری به عنوان قلب تپندۀ یک شهر به شمار می آیند، وجود وقفه های متعدد جانبی ، پویائی و شکوفائی آن مراکز شهری را با رکود و در نتیجه فرسودگی نسبی روبرو می سازد. همانگونه که در بخشهای قبلی نیز ذکر شد، مراکز اصلی با توجه به فعالیت و پویائی پارامترهای مختلف می توانند رونق اقتصادی خود را حفظ نمایند. همجواری و استقرار در داخل بافت تاریخی و فرهنگی که در آن تراکم طبقاتی، مسکونی و تجاری( به دلیل نزدیکی به بناهای تاریخی و ارزش افزوده نسبت به سایر قسمتهای شهر که از رانتهای اقتصادی بالائی برخوردارند ) محدودیت دارد، موجب عدم تمایل به سرمایه گذاری در این بافت از شهر می گردد که لازم است جهت تشویق و ترغیب سرمایه گذاران به این سمت ، برنامه ریزی ها به گونه ای صورت گیرد که  شاهد بافتهای فرسوده و قدیمی در مراکز شهری نباشیم.

 

4-1ـ نبود تشویق های مالی و اقتصادی دولت برای محدوده های فرسوده :

مراکز اصلی شهرها نظر به سیستمهای مختلف اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و کالبدی در حال تغییر و تحولند. با وجود پارامترهای فرسودگی و تخریب، لازم است توسط دولت برنامه ریزیهای مختلف جهت جلوگیری از این فرسودگیها و یا درمان آن صورت پذیرد. تشویق مالی، اقتصادی می تواند از مهمترین برنامه ها محسوب گردد. نظر به اینکه اراضی مرکز شهر در سیستمهای رقابتی و بازار آزاد در اختیار اشخاص حقیقی و حقوقی می باشد، بنابراین جهت یکپارچه نمودن، توان اقتصادی صاحبان ملک نمی تواند یکسان تلقی شود واز طرفی نیز واگذاری اراضی مزبور و یا خرید آن از جانب سرمایه گذاران مستلزم نوعی برگشت سرمایه و رانتهای اقتصادی است که در غیر این صورت محدودیت تراکم ساخت، قوانین دست و پاگیر و یا درخواست سهم نابجا و یا غیر عادلانه از سوی شهرداریها نوعی تشدید فرسودگی در مراکز شهری را سبب می گردد. جهت جلوگیری از عوامل مزبور لازم است ضمن اینکه باید  ارگانهای محلی تسهیلات سرمایه گذاری فراهم  نمایند،  قوانین دست وپاگیر برای محدوده های مزبور را ملغی نموده و از طرفی برای پویائی و شکوفائی بافتهای مذکور به انحاء مختلف زمینه های تشویق سرمایه گذاری را فراهم نمایند تا از فرسودگی و تخریب بافتهای مراکز شهری جلوگیری به عمل آید.

 

5-1-  ضعف سیاستهای مدیریت شهری برای محدوده های مراکز شهری :

از عوامل دیگری که فرسودگی و تخریب در بافتهای مرکزی شهر را تشدید می نماید، عدم مدیریت های منسجم و یکپارچه در مدیریت شهری است، چرا که شهر ارگانیزمی یکپارچه و پویا است که مدیریت های سلیقه ای و تک محوری و عدم ارائه روشهای سیستماتیک آن را دچار مشکل می کند . از طرفی ضعف و ناآگاهی مدیران شهری در شناخت ساختار کالبدی، حجمی و فضائی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهر و اولویت بندی طرحهای اجرائی بدون انسجام و هماهنگی سبب ایجاد مشکلاتی می گردد که بافت و مراکز شهری قدیمی در آن بیشترین ضرر را ببینند چرا که یک اشتباه ولو جزئی پویائی عناصر متشکله بافتهای مرکزی را دچار نابودی می کند که امروزه بافت مرکزی اغلب شهرهای ایران بویژه تبریز ، با توجه به سابقۀ تاریخی و فرهنگی خود دچار بحران فرسودگی و تخریب شده است که تنها از طریق مدیریتهای آگاه و خلاق شهری قابل تغییر و تحول مثبت می باشد .

 

2- عوامل درونی:

1-2-کمبود تاسیسات زیربنائی اعم از آب، برق و نبود برنامه های آتی در بهبود سازی آنها :

در راستای رشد و توسعه شهرها و مراکز شهری، شبکه ها و سیستمهای ارگانیکی که زمانی نیازهای شهروندان را در حد عملکرد های اولیه  تامین می نمود،این سیستم ها دیگر جوابگوی شهرها و مراکز شهری امروزه  که دارای عملکردها وکاربریها و تراکمهای جمعیتی بسیار متفاوت از گذشته می باشند ، نیست. بنابراین رفع معایبی چون سهل انگاری در تامین نیازها و جوابگو نبودن آن به سیستم شبکه بندی سواره و ترافیک مستلزم هماهنگی ها و برنامه های جدی است. بی توجهی و غفلت در تامین نیازها باعث کاهش رضایت از عملکرد مراکز می گردد که خود سبب  خالی شدن مراکز شهری از برخی عملکردها وجایگزینی آن با کاربریهای دیگرمی شود. تاسیسات زیربنائی چون آب ، فاضلاب، گاز، تلفن در پویائی ارگانهای شهری از اولویت خاصی بر خوردارند که مراکز شهری به دلیل قدیمی بودن سیستم آن و نیز کمبود شبکه های دسترسی مناسب در داخل بافت به شدت از این نظر در معرض تهدید قرار دارند. فقر و کمبود در تامین تاسیسات زیربنائی ، مناطق شهری بخصوص مراکز شهری را دچار مشکل می سازند چرا که کاربریهای فعال و پویا و عناصر حجمی ـ فضائی بایستی تراکم جمعیتی بالا شامل جمعیت ساکن و جمعیتی که به مراکز شهری هجوم می آورند را ، سرویس دهی نماید که در غیر اینصورت به تدریج اراضی مرکزی شهر جذابیت خود را از دست خواهد داد و اگر برنامه های متناسب جهت رفع کمبود و یا توسعه نیازهای آتی فراهم نگردد مشکل فرسودگی تشدید خواهد شد.

 

2ـ2ـ وجود قشرهای خاص اجتماعی و فرهنگی نامطلوب:

به علت پارامترهای مختلف بافتهای مرکزی شهرها دستخوش تغییر و تحولات می گردند. در راستای این عوامل قشرهای خاص اجتماعی و فرهنگی که از فرم های نامطلوب فرهنگی و اخلاقی تبعیت می نمایند، به تدریج جایگزین قشرهای مرفه و مطلوب اجتماعی وفرهنگی می شوند که خود یکی از عوامل تشدید  در فرسودگی و تخریب بافت مرکزی شهرها به حساب می آید. بنابراین اصلاح و بهسازی مراکز و مناطق شهری از اهم موارد جلوگیری از فرسودگی و تخریب بافتهای قدیمی است.

 

3ـ2ـ استقرار کاربریهای نامطلوب و مزاحم شهری:

نظر به اینکه اکثر شهرهای موجود و مراکز آنها بدون برنامه خاص و بطور نامناسب توسعه یافته اند و نیز به دلیل فعال بودن مراکز شهری نسبت به سایر نقاط شهر اثرات کاربریهای نامتجانس و نامطلوب بر سطوح بافت مرکزی شهر بیش از پیش آشکارمی شود . بعنوان نمونه در گذشته ای نه چندان دور بافت مرکزی اطراف چهارراه شریعتی تبریز و در بخشی از آن به استقرار امکنه فساد تعلق داشت که بعد از انقلاب و تعطیلی این نوع مراکز به دلیل رها شدن بافت به حال خود وعدم برنامه ریزی دقیق در تغییر کاربری و احیاء منطقه، مشاغل مزاحم دیگری در آن استقرار یافته اند که این بار به شکل دیگر با تراکم کاربریهای نامطلوب بافت مرکزی را تحت تأثیر قرار داده که به تدریج سبب افت قیمت اراضی و به دنبال آن کاهش تمایل برای سرمایه گذاری شده است. طبیعتاً تداوم چنین عواملی از دیگر علل تخریب و فرسودگی مراکزشهری محسوب می گردد .

 

4ـ2ـ نبود سایت پلانهای اجرائی و بهینه برای محدوده های مزبور :

نظر به تغییر و تحولات نسبتاً دائمی مراکز شهری لازم است مدیران شهری و محلی متناوباً نسبت به این تغییرات برنامه های خاصی ارائه دهند. عوامل و پارامترهای متعدد موثر در فرسودگی بایستی مورد ارزیابی قرار گیرد و جهت مقابله با آنها اندیشه های نو و گزینه های مفید برنامه ریزی و طراحی گردد. بی توجهی به مراکز مزبور ضمن اینکه فرسودگی را از این منطقه و محدوده به سایر بخشها سوق می دهد، مشکلات اجرائی و هزینه های اقتصادی بالائی را نیز به شهر تحمیل می کند.بنابراین هوشیاری و فراست هر چه بیشتر مسئولین امر، شروع برنامه های مطالعاتی و آینده نگری برای مناطق فوق و تهیه طرحهای اجرائی را تسریع و از تصمیم گیریها و طرحهای مقطعی و موضعی که بطور متناقض و جدا از هم تهیه می گردد جلوگیری می نماید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

·الف ـ بررسی بافتهای مسکونی فرسوده کلانشهر تبریز :

بافتهای مسکونی فرسوده حاشیۀ شهرها که بیشتر به دلیل ساخت و سازهای بدون طرح و برنامه وغیر مجاز شکل می یابند، در شهر تبریز به دلیل هجوم بدون برنامۀ مهاجرین روستایی به این شهر از یک طرف ورشد و توسعۀ شهر تبریز که روستاهای اطراف آن را به عنوان محله ای از شهر در خود ادغام نموده است از طرف دیگر محلات حاشیه نشین بافت فرسوده ایجاد گردیده اند. این محلات به صورت خیلی فشرده و با تراکم جمعیت بسیار بالا، شبکه گذربندی پیچ در پیچ و خارج از هر گونه انتظام و هماهنگی و با کیفیت ابنیه بسیار پائین که اغلب چون بصورت شبانه احداث گردیده اند از مصالح اولیه بنایی تشکیل گردیده است. این محلات علاوه بر تمام موارد فوق الذکر چون در قسمت شمال شهر و چسبیده به کوه عون بن علی بیشتر به چشم می خورد به دلیل نزدیکی به گسل رانشی شمال تبریز در معرض مخاطره کامل از نظر حوادث غیر مترقبه مانند سیل و زلزله  قراردارند.

 

ب ـ مشخصه های شناسایی بافت فرسوده شهر تبریز :

معیارهای تعریف شده جهت تعیین بلوکهای با بافت فرسوده به شرح ذیل طبقه بندی
گردیده اند :

1ـ بلوکی که حداقل 50 درصد املاک آن مساحتی کمتر از یکصد متر مربع داشته باشد.

2ـ بلوکی که حداقل 50 درصد ساختمانهای آن از کیفیت کم دوام و بی دوام و از مصالح خشت و گل و آجر و چوب و امثالهم برخوردار باشد.

3ـ بلوکی که حداقل 50 درصد شبکه معابر آن قبل از اصلاح کمتر از 6 متر باشد.

منابع اطلاعاتی مورد استفاده قرار گرفته برای تهیه نقشه های بافت فرسوده شامل اطلاعات مربوط به کیفیت ابنیه، مصالح بکار رفته در آن، اندازه مساحت قطعات و عرض شبکه معابر با استفاده از مطالعات گردآوری شده مشاورین طرح تفصیلی شهر تبریز و طرحهای مطالعاتی انجام گرفته برای محلاّت شهر تبریز بدست آمده است.

 

1ـ تعیین بلوکهای شهری با بیش از 50 درصد ساختمانهای فرسوده(کیفیت و نوع مصالح) :

نوع اسکلت بنا در این نوع بلوکها از خشت خام یا گلی ،آجر و چوب، آجر و آهن و…با قدمت زیاد است که به صورت کم دوام و بی دوام قابل طبقه بندی است که با توجه به شدت سوانح برخی در معرض مخاطره کامل، برخی در معرض مخاطره بسیار زیاد و برخی دیگر در معرض مخاطره زیاد قرار دارند که در نقشه به خوبی مشخص می باشد. توزیع این بلوکها در مناطق تبریز نشان می دهد که تقریباً تمامی محلات مرکز، شمال و شمالغرب و بخشهایی از جنوب وغرب شهر به طور پراکنده در زمره محلات دارای ریسک بالا میباشند.

 

2ـ تعیین بلوکهای با بیش از 50 درصد املاک کمتر از 100 متر :

این بلوکها اغلب در شمال شهر و بافت حاشیه نشین و ساخت وسازهای غیر مجاز شکل گرفته در این قسمت از شهر را، پوشش می دهند. بلوکهایی با میانگین مساحت کمتر از 100 متر مربع بلوکهایی هستند که بیش از 50 درصد املاک آن کمتر از 100 متر مربع مساحت دارند اغلب این بلوکها از تراکم جمعیت بسیار بالایی نیز برخوردارند. در بافت مرکزی شهر و پیرامون آن در راستای پیروی از الگوهای مصرف سالهای گذشته که قطعات با ابعاد بزرگ و دارای حیاط، اندرونی، بیرونی را شامل می گردد ،  از این قاعده مستثنی می باشد .

 

3ـ تعیین بلوکهایی با بیش از 50 درصد عرض معابر کمتر از 6 متر :

این بلوکها بطور متوسط در اغلب نواحی مرکز شهر که بدلیل عدم ساخت و ساز در سالهای اخیر و حفظ بافت قدیم که شبکه های معابر بصورت تنگ و باریک و به دور از احساس نیاز تامین شبکه های سواره ایجاد شده که به همان شکل قدیمی نیز حفظ گردیده اند، دیده می شود علاوه بر آن در بافتهای شکل گرفته توسط اسکان غیر رسمی نیز به دلیل عدم وجود طراحی و مطالعات از پیش انجام گرفته، بصورت خود رو و توسط ساکنین جهت رفع نیازهای ورود و خروج شکل گرفته است.

جهت تیپ بندی بلوکهای بافت فرسوده شهر تبریز این سه مشخصه ملاک عمل قرار گرفته است در این بین برخی قسمتهای شهر ، بافت فرسوده حائز تمام مشخصه های 1و2و3 می باشد که بیشتر بافتهای فرسوده ای که به صورت غیر مجاز و شبانه شکل گرفته اند را شامل شده  و علاوه بر آن روستاهای اطراف که به مرور وبا توسعه شهر تبریز در آن ادغام شده اند در این گروه قرار گرفته اند.

بافت مرکزی و تاریخی شهر به دلیل بزرگ بودن ابعاد قطعات مشخصه 2و3 را یدک می کشد که در آن به فرسوده بودن ساختمانهای شهر و نیز عرض کم معابر موجود اشاره می گردد کمی که از بافت مرکزی شهر به طرف بافت میانی آن حرکت می کنیم اعمال و اجرای شبکه های گذربندی تا حدودی به چشم خورده و به دلیل کم شدن محدودیتهای اعلام شده از طرف سازمان میراث فرهنگی برای بافت تاریخی شهر، ساخت و سازهایی کمابیش در این مناطق صورت گرفته که  ناکافی می باشد . بنابراین ، این بلوکها با مشخصۀ 2 مشخص گردیده اند.بلوکهای فرسوده ای نیز در سطح شهر به چشم می خورند که از نظر شبکه بندی مشکل چندانی نداشته ولی ابعاد قطعات کوچک و ساختمانها نیز کم دوام و بی دوام هستند که این بلوکها نیز با مشخصۀ 1و2 نمایان گردیده اند.

جدول شماره یک کلیه مشخصات بلوکها شامل نام، مساحت، طرحهای پیشنهادی موجود در هر بلوک را نشان می دهد. محدودۀ هر یک از بلوکها نیز بطور جداگانه به شرح ارائه گردیده است.

 

 

مشخصات بلوکهای فرسوده شهر تبریز

 

شماره بلوک

  

     نام بلوک

 مساحت

(هکتار)

طرح پیشنهادی در داخل  محدوده بلوک

 

   وضعیت طرح پیشنهادی

 

مصوب

غیر مصوب

در حال تصویب

 

1

گلستان

12

طرح ایدئوگرام بلوک گلستان

×

 

 

 

2

میار میار

2/6

طرح ایدئوگرام بلوک میار میار

 

 

×

 

3

خاقانی

9/9

طرح ایدئوگرام بلوک خاقانی

 

 

×

 

4

چهارراه منصور

2/28

طرح چهارراه بهشتی

×

 

 

 

5

پاستور

57

طرح امتداد پاستور

×

 

 

 

6

آذربایجان

612

طرح بدنه سازی آذربایجان

×

 

 

 

7

اسلام آباد

185

طرح ساماندهی اسلام آباد

×

 

 

 

8

انگج

14

           -

 

×

 

 

9

گجیل

3/9

طرح ساماندهی درب گجیل

× کلیات

 

×

 

10

 

حرمخانه

3/12

طرح درب باغمیشه

×

 

 

 

طرح کوچه مجتهدی

 

 

×

 

11

ششگلان

70

           -

 

×

 

 

12

میدان کاه فروشان

96

           -

 

×

 

 

13

ائل گلی

43

طرح ساماندهی روستای ائل گلی

×

 

 

 

14

بارنج

53

طرح تفصیلی بارنج

×

 

 

 

15

42 متری

62

          -

 

×

 

 

16

قراملک

6/86

طرح تفصیلی قراملک

 

 

×

 

17

شنب غازان

6/53

         -

×

 

18

آخماقیه ، رواسان

283

طرح تفصیلی آخماقیه ـ رواسان

×

 

 

19

لاله

7/52

طرح ساماندهی روستای لاله

 

 

×

20

زنگوله باغ

4/29

طرح ساماندهی زنگوله باغ

×

 

 

21

ایده لو

208

طرح مسیر گشائی ایده لو

×

 

 

22

یوسف آباد

12

طرح ساماندهی یوسف آباد

×

 

 

23

خواجه رشید

213

طرح ربع رشیدی

×

 

 

طرح ساماندهی یوسف آباد ـ عباسی

×

 

 

24

بهشتی

23

طرح ساماندهی بهشتی

 

×

 

25

انتهای عباسی

2/75

          -

 

×

 

26

تربیت

22

          -

 

×

 

27

فردوسی

2/7

          -

 

×

 

28

غرب راسته کوچه

37

بدنه سازی امتداد بهار به راسته کوچه

×

 

 

29

شرق منجم

53

         -

 

×

 

30

امیر خیز

126

         -

 

×

 

31

غرب منجم

6/73

         -

 

×

 

32

کوچه باغ

57

         -

 

×

 

33

حافظ

91

         -

 

×

 

34

مارالان

292

         -

 

×

 

35

بالای سد(مارالان)

145

        -

 

×

 

36

اهراب

76

        -

 

×

 

                           

 

بررسی بلوکهای فرسوده شهر تبریز و نحوه پخشایش آنها به تفکیک مشخصه های عرض معابر، اندازه قطعات و کیفیت ابنیه به تفصیل صفحات بعدی ارائه خواهد شد. مساحت کل بلوکهای فرسوده شهر تبریز 2/3286 هکتار برآورد گردیده است که حدود 5/23% از سطح کل شهر تبریز را شامل می گردد.

 

ج ـ دیدگاهها و روشهای کلی در برنامه ریزی و طراحی مراکز فرسوده شهری :

بطور کلی جهت زدودن فرسودگی از بافتهای مسکونی از شهرهای قدیمی دو روش متداول در تمام دنیا اعمال می گردد:

1 ـ روش برنامه ریزی و طراحی با هدف حفظ و اصلاح Improvement method.

2 ـ روش برنامه ریزی و طراحی با هدف تجدید و دوباره سازی  Complet removal method o rehousing

در روش 1 در برخی نواحی مشخص که بافت فرسوده بخاطر سلسله زهکشی ضعیف و یا ضعف تاسیسات زیربنائی و محیط ناسالم غیر بهداشتی شکل گرفته است نیاز به تخریب وجود ندارد. اگر خانه ها تا حدودی وضعیت مناسب دارند قدمهای معینی مثل اصلاح سیستم شبکه معابر، پر کردن اراضی پست، رعایت سلسله مراتب زهکشی مناسب و رفع ساختارهایی که ایجاد اشکال می کند، می تواند طرحهای اصلاحی را در اجرا و تکمیل یاری نماید، با انتخاب های مناسب در برنامه های اصلاحی می توان با حداقل هزینه به نتایج بزرگی دست یافت.

در روش 2 تمام خانه های تاریخی و یا آنهائیکه دچار شرایط مناسب و بهینه ای هستند حفظ و اصلاح می گردد. فضاهای باز جهت عریض کردن شبکه معابر، ساختن خانه های جدید و اراضی تفریحی و… بر طبق استانداردهای شهری مورد استفاده قرار می گیرد. این روش بسیار پر هزینه بوده با این حال ساکنین آن را با امکانات رفاهی متنوعی روبرو می سازد. در رابطه با برنامه های تجدید و دوباره سازی دو مشکل اساسی یکی تامین منابع مالی پروژه و دیگری هزینه فراوان آن وجود دارد که برای رفع هر دو مورد مساعدتهای دولتی و محلی ضروری است.

 

د ـ اطلاعات کمی و کیفی مربوط به مشخصه های بلوکهای فرسوده شهر تبریز به تفکیک بافت فرسوده تاریخی، میانی و حاشیه و پیرامون :

در راستای یک سری فعالیتها و مطالعات فشرده صورت گرفته جهت شناسائی بلوکهای فرسوده شهر تبریز حدود 36 بلوک فرسوده در  کل شهر مورد شناسائی واقع گردیده است که به دلیل متفاوت بودن ساختار هر بافت و نوع فرسودگی آنها به سه قسمت تقسیم می شود که عبارتند از  :

1ـ بلوکهای بافت فرسوده فرهنگی ـ تاریخی شهر که به عبارتی مرکز شهر تبریز و محدوده محور فرهنگی ـ تاریخی این شهر را نیز در بر می گیرد و گویای گذشته پر رونق و پرفراز و نشیب تاریخ شهر تبریز و مرکز تبادلات اجتماعی، سیاسی، تجاری و اقتصادی آن است. این بافت به دلایل عدیده ای از جمله اعمال برخی ضوابط محدود کننده در بافتهای تاریخی جهت حفظ آثار باستانی و سوابق گذشته شهر و به دلیل تخلیه جمعیت ساکن قدیمی و اسکان مردمی با هویتهای مختلف، در معرض آسیب و تخریب فراوانی قرار گرفته است بطوریکه به دلیل کمبود منابع مالی مورد نیاز برای احیاء این مجموعه، بافت موجود آن دچار فرسودگی و از هم پاشیدگی شده است که  در مجموع حدود 12 بلوک در داخل این بافت شناسائی گردیده است .  

2ـ بلوکهای فرسوده واقع در بافت میانی شهر تبریز شامل بلوکهایی می شود  که عمدتاً محلات قدیمی پیرامون شهر تبریز را تشکیل می دهد که در مبارزات سیاسی گذشته شهر تبریز نیز نقش عمده ای بر عهده داشته اند. این محلات به دلیل همجواری با بافت تاریخی و مرکزی شهر هویت شهری خود را حفظ نموده ولی به دلیل ایجاد شهرکهای جدید و اقماری در گذشته نزدیک و تمایل جمعیت به اسکان در شهرکهای جدید که بر مبنای اصول جدید و مدرن شهرسازی طراحی و اجرا گردیده اند، این محلات ارزش و اعتبار اقتصادی خود را تا حدودی از دست داده و به مرور زمان در راستای عدم شکل گیری ساخت وسازهای جدید که به دنبال خود تعریض معابر را نیز به دنبال دارد ، از نظر بافت شهری دچار فرسودگی گردیده اند . با این تفاوت که درجه فرسودگی آنها نسبت به مرکز شهر متفاوت بوده وتا حدودی از وضعیت مناسبتری برخوردار است. با این حال از پارامترهای تعیین شده برای استانداردهای شهری فاصله دارند. در مجموع حدود 11 بلوک در این بافت مورد شناسائی واقع شده است .

3ـ بلوکهای فرسوده بافت حاشیه و پیرامون شامل بخش وسیعی از اراضی شمال شهر تبریز و بصورت پراکنده در اغلب قسمتهای آن است. این بلوکها در واقع بلوکهایی هستند که فرسوده سازی گردیده اند یعنی در آنها حتی در زمان احداث از مصالح کم دوام و گاهی بی دوام و بدون رعایت کمترین اصول شهرسازی در ایجاد شبکه معابر و بدون توجه به زمین شناسی و شیب زمین احداث و مورد بهره برداری توسط مهاجرین روستائی وارد شده به تبریز قرار گرفته اند. این بافتها مانند اکثر شهرهای کشور بافتهای حاشیه نشین کنار شهرها را شامل می گردد که بدون هیچ نظارت و مجوزی بصورت شبانه ساخت و ساز گردیده اند که یکی از معضلات عظیم شهرهای بزرگ بویژه در زمان وقوع حوادث غیر مترقبه مانند زلزله، سیل و غیره می باشد. روستاهای اطراف شهر تبریز نیز که با توسعه و گسترش این شهر در داخل محدوده آن قرار گرفته اند همانند بافتهای حاشیه نشین از بناهایی با مقاومت بالا برخوردار نبوده و مورد بازسازی و نوسازی قرار نگرفته اند. با این تفاسیر حدود 12 بلوک در داخل این بافت مورد شناسائی قرار گرفته است .

 

وـ جمع بندی و نتیجه گیری :

طبق آمار ارائه شده در مجموع 36 بلوک فرسوده شناسائی شده، تعداد قطعات موجود شامل حدود 153180 قطعه می باشد که از این تعداد قطعات 8/42 درصد شامل 65499 قطعه کمتر از 100 مترمربع مساحت دارند. از مجموع این قطعات تنها 5 درصد  توسط مصالح با دوام اسکلت بتنی و اسکلت فلزی ساخته شده اند و 95 درصد بقیه دارای مصالحی با عمر بیش از 30 سال می باشند و  این در حالیست که 7/44 درصد این قطعات نیز از عمر 30ـ15 سال برخوردار بوده وتنها 4/33 درصد این قطعات در 15 سال اخیر احداث گردیده اند.

از مجموع کل سطوح شبکه معابر داخلی این بافتها 4/36 درصد شامل حدود 250 هکتار از عرض کمتر از 6 متر برخوردارند که این آمار، عمق فاجعه های انسانی صورت گرفته در زمان وقوع حوادث غیر مترقبه از نظر امداد رسانی را گوشزد می کند. در یک نتیجه گیری کلان می توان گفت که :بافتهای فرسوده و قدیمی شهرهای بزرگ کشور نیازمند عمران وبهسازی به دلایل ذیل می باشند  :

1ـ وضعیت زلزله در ایران و قرار گیری کشور منجمله شهر تبریز در کمربند زلزله آلپ ـ هیمالیا ضرورت مقاوم سازی ساختمانهای موجود در بافت فرسوده شهر را مطرح می نماید.

2ـ بافتهای تاریخی و فرهنگی اهمیت قابل ملاحظه ای در وضعیت گردشگری دارند که به دلیل عدم مداخله در بازسازی و نوسازی آنها علاوه بر این که از آسیب پذیرترین بافتها به هنگام وقوع بلایای طبیعی هستند از نظر توریست و احیاء عناصر بافتهای فرهنگی و تاریخی نیز دچار مشکل می باشند. فلذا پالایش مناطق فرسوده و تاریخی  یکی از پیشنهادات موثر در نجات اینگونه بافتهاست تا از قسمتهایی که از ارزش تاریخی چندانی برخوردار نیستند به نفع حفظ و احیاء عناصر وارزشهای با سابقه تاریخی شهر چشم پوشی گردد.

3ـ عدم وجود  شبکه های طراحی و اجراء شده بهینه در زمان وقوع بلایای طبیعی امکان دارد تجهیزات شهری مثل آتش نشانی و امداد رسانی را با مشکل مواجه می کند.

4ـ ناهنجاریها و نابسامانیهای اجتماعی ، فرهنگی، اخلاقی و اقتصادی که در بافتهای فرسوده و قدیمی در حال شکل گیری است به مراتب خطرناکتر از زیان های ناشی از وقوع زلزله احتمالی در این مناطق است.

راه حل نهایی این مشکل با ایجاد هماهنگی و همدلی و همیاری بین سازمانهای مسئول شامل شهرداریها از طریق اعمال سیاستهای تشویقی تخفیف در عوارض صدور پروانه و تجمیع قطعات اینگونه بافتها برای انبوه سازان، اداره میراث فرهنگی با ملحوظ نمودن بند دو موارد فوق ، حمایت بانکها از سرمایه گذاران در مناطق فرسوده شهری و بطورکلی همکاری در بالاترین ارزش افزوده این مناطق جهت فاینانسها و حمایتهای مالی کشورها و سازمان های مختلف بین المللی میسر خواهد بود.

 

منابع و ماخذ :

1-                  رئیس دانا ، فریبرز- اقتصاد سیاسی توسعه – نشر نگاه – 1381 – تهران

2-                  نبوی ، بهروز – مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم اجتماعی – نشر فروردین – 1374- تهران

3-                  گزارش مهندسین مشاور بافت شهر – الگوی توسعه – بی تا – تهران

4-                  تیزدل ، استیون – چالشهای اقتصادی محله های تاریخی شهری- ترجمه محمد تقی زاده مطلق – 1379 – تهران

5-                  وزارت مسکن و شهرسازی – سازمان عمران و بهسازی شهری- مجله هفت شهر – شماره 2- 1379 – تهران

6-                  حیدر تاج ، وحید- شهر و احیای  بافت های تاریخی  – ماهنامه شهرداریها – ضمیمه شماره 54-1382- تهران

7-         صفا منش ، کامران- پیشنهادی برای روش طراحی نوسازی در بافتهای قدیمی – مجموعه مقالات همایش تخصصی بافتهای شهری – وزارت مسکن و شهرسازی – 1376 – تهران

8-         مشهودی ، سهراب – شناخت ظرفیت مسکن پذیری بافتهای تاریخی – وزارت مسکن و شهرسازی – مجموعه مقالات سمینار سیاستهای توسعه مسکن در ایران – 1373 – تهران

9-         فخاری تهرانی و دیگران – اعطای عملکرد جدید به بناهای قدیم – نشریه صفحه – دانشگاه شهید بهشتی – دانشکده معمار ی و شهرسازی – بی تا – تهران

10- خلاصه گزارش تهیه شده از آرشیو معاونت عمرانی شهرداری تبریز به نام بافت فرسوده شهر تبریز که توسط سرکار خانم مهندس فرقانی و همکارانشان تهیه گردیده بود . 

 

          


- [1]   رئیس دانا ، فریبرز – اقتصاد سیاسی توسعه – نشر نگاه – 1381 – تهران

[2] - همان – صفحه 219

[3] - نبوی ، بهروز – مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم اجتماعی – نشر فروردین – 1374 – تهران

[4] - رئیس دانا ، فریبرز – اقتصاد سیاسی توسعه – نشر نگاه – 1381 – تهران – ص 221

[5] - همان – ص 223

[6]  - مهندسین مشاور بافت شهر – الگوی توسعه – بی تا - تهران

[7] - تیزدل ، استیون – چالشهای اقتصادی محله های تاریخی شهری – ترجمه محمد تقی زاده مطلق – 1379 – تهران

[8] - وزارت مسکن و شهر سازی ، سازمان عمران و بهسازی شهری – مجله هفت شهر – شماره 2 – 1379 – تهران

[9]   - مهندسین مشاور بافت شهر – الگوی توسعه – بی تا – تهران

[10] - همان

[11] - حیدر تاج ، وحید – شهر و احیای بافت های تاریخی – ماهنامه شهرداری ها ، ضمیمه شماره 54 – 1382 – تهران

[12]  - صفامنش ، کامران – پیشنهادی برای روش طراحی ، نوسازی در بافت های قدیمی – مجموعه مقالات همایش تخصصی بافت های شهری -  وزارت مسکن وشهرسازی – 1376 – تهران

· - مطالب مندرج در این قسمت از آرشیو معاونت عمران شهرداری تبریز اخذ گردیده است که کاری جمعی و توسط سرکارخانم مهندس فرقانی گردآوری شده است .

 
   

ساعت و تاريخ


سخن هفته

مردم شريف اروميه مردمي آگاه و فهيم و با فرهنگ مي باشند و انتشار يكي از اولين روزنامه هاي ايران به نام فرياد در اروميه در حدود 187 سال قبل نشان از اين دارد.

 

نظر سنجی

آخرین خبرها

بازديد سرزده فرماندار اروميه از مطبوعات شهر

مردم شريف اروميه مردمي آگاه و فهيم و با فرهنگ مي باشند و انتشار يكي از اولين روزنامه هاي ايران به نام فرياد در اروميه در حدود 187 سال قبل نشان از اين دارد...

  Details...

فرماندار اروميه:ايجاد درآمدهاي پايدار براي شهرداري ها جهت توسعه شهري ضروری است

با ابلاغ هاي خاص مجموعه هاي حاكميتي ،شهرداري ها با يك مشكل اساسي در مبحث درآمد زايي روبرو شدند و اين مو ضوع آنها را به يك تعامل منفي سوق داد و باعث شد كه شهرداري هاي اكثر شهرها با مشكل درآمدي روبرو شوند...

  Details...



فرماندار اروميه : سرمایه گذاری كلید اصلی توسعه شهری است

دکتر شریف نژاد سرمایه گذاری را مهمترین راهكار كسب درآمد پایدار در شهرها خواند و گفت: این سرمایه گذاری با همراه كردن سرمایه داران حاصل می شود...

  Details...

دريافت فايل

    RSS

     
    AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS
    AZCMS AZCMS AZCMS
     
       
     
    AZCMS AZCMS AZCMS
    AZCMS AZCMS AZCMS
       
    AZCMS AZCMS AZCMS